اگر خرمشهر ۳۴ روز مقاومت کرد، دزفول ۲۶۰۰ شهید تقدیم کرد و  ۲۷۰۰روز مقاومت کرد! آماری که تحقیقاً از آمار شهدای برخی استان‌ها هم بیشتر است. گردان‌های خط شکن “عمار” و “بلال” در لبه‌ی جلویی منطقه‌ی نبرد بودند و پدر و مادر و فرزند و همسرشان در لبه‌ی جلویی قتلگاه!

و تو چه می‌دانی که موشک چیست؟

# اگر مادری، تصور کن داغ دل مادری را همسر و فرزندانش در جبهه بودند و موشک تنها در یک شب ۲۱ تن از اعضای خانواده‌اش را که برای عروسی جمع شده بودند از او گرفت!
اگر پدری، تصور کن تمام زندگی‌ت یک خانه باشد و موشک یک شبه آنرا نیست کند و ۲ پسر و ۳ دخترت هم پودر! دوباره می‌سازی باز هم یک شبه نیست می‌شود و همسرت پودر ! و دوباره می‌سازی و این بار  حسینه‌ و جایی برای رزمندگان‌ش می‌کنی، چون که از اعضای خانواده‌ات دیگر چیزی باقی نمانده.
اگر برادری، تصور کن جایی موشک بزند، تو و خواهرت در همان عالم نوجوانی سوار بر دوچرخه به آنجا می‌روید و دوباره موشک همان‌جا، گرد و خاک به هوا، آرام که می‌شود از کل خواهرت فقط یک دست عروسکش باقی مانده باشد … # آری اینها را فقط راه‌بر درک می‌کرد که فرمود: “دزفول دین خود را به اسلام ادا کرد“. شهری که در کوچه پس کوچه‌هایش عطر لطیف شهادت پیچیده و مقاومت مردمانش بینی‌ استکبار را به خاک مذلت مالید.

دارالمومنین، شهر شیخ انصاری و دارالشهدای دزفول اینک شهری است پویا و پیشرفته و به لحاظ دارایی مردمانش ،هشتمین شهر کل ایران و باز هم مقاوم این بار برابر تهاجم فرهنگی با هزار مسجدش …

راستی،

هر کجا ساحلی است بی‌حجابی غوغا می‌کند، چه رمزی نهفته است در ساحل دز که پر از نجابت و حجاب است؟